آمریکا و چین؛ نه خیلی دور نه خیلی نزدیک چرا جدایی اقتصادی برای ترامپ و شی هزینه دارد؟

آمریکا و چین؛ نه خیلی دور نه خیلی نزدیک  چرا جدایی اقتصادی برای ترامپ و شی هزینه دارد؟
View on original source
Category: Financial
Share
Archive
Like
به گزارش اقتصادنیوز، دیدار شی‌جین‌پینگ و دونالد ترامپ در ماه مه در پکن، به توافقی انجامید که شاید نشانه‌ای از تغییر مسیر روابط آمریکا و چین باشد. این دو رهبر توافق کردند که دو کشور برای ایجاد رابطه‌ای سازنده و مبتنی بر ثبات راهبردی، تلاش کنند. با این‌حال، این توافق به معنای پایان رقابت یا حتی تنش‌زدایی کامل نیست؛ بلکه هدف آن ایجاد حداقلی از ثبات، و جلوگیری از تیره شدن بیشتر روابط است. چنین ثباتی به دو طرف اجازه می‌دهد که در حوزه‌های دارای منافع مشترک همکاری کنند. خبر مرتبط سرنوشت جنگ‌های فرسایشی؛ از اوکراین تا ایران | جنگ جهانی سوم آغاز شده است؟ | آسیا در آستانه انفجار است و اقتصاد جهانی در وضعیت شکننده! اقتصادنیوز: جنگ، تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی در نقاط مختلف جهان موج جدیدی از مهاجرت، سوءتغذیه و بیماری ایجاد کرده‌اند. در همین حال، نظام امدادرسانی بین‌المللی به رهبری سازمان ملل، به دلیل کاهش حمایت مالی آمریکا و بریتانیا، توان کمتری برای مقابله با این بحران‌ها دارد. هدف ایجاد حداقلی از روابط است دا وی در فارن افرز نوشت: با این‌حال، اختلافات همچنان ادامه دارد. در ژوئن، وزارت دفاع آمریکا چندین شرکت بزرگ چینی از جمله علی‌بابا، بایدو و بی‌وای‌دی را در فهرست شرکت‌های مرتبط با ادغام نظامی و غیرنظامی قرار داد. چین نیز در واکنش، ۱۰ نهاد آمریکایی را به فهرست کنترل صادرات خود افزود. البته واکنش‌ها محدود ماند و دو طرف از تشدید خطرناک بحران جلوگیری کردند. اما هدف این چارچوب جدید، دستیابی به یک توافق جامع برای حل همه اختلافات نیست؛ بلکه ایجاد یک «کف» برای روابط است؛ یعنی جلوگیری از آنکه رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکی به جنگ سرد جدید یا درگیری نظامی منجر شود. چین دیگر از رقابت نمی‌ترسد برای سال‌ها، پکن با تعریف واشنگتن از روابط دوجانبه به‌عنوان «رقابت راهبردی» مخالف بود. چین معتقد بود این مفهوم در عمل برای مهار رشد اقتصادی و فناوری این کشور به کار می‌رود. در سال‌های پایانی دولت ترامپ و سپس دوره بایدن، محدودیت‌های آمریکا بر صادرات تراشه و فناوری پیشرفته، این نگرانی را در پکن تقویت کرد. اما موضع چین اکنون تغییر کرده است. پس از نزدیک به یک دهه کشمکش تجاری و فناوری، اقتصاد این کشور با وجود مشکلاتی مانند بحران بخش املاک همچنان پابرجا مانده و صنایع فناوری پیشرفته و تولید پیشرفته رشد کرده‌اند. محدودیت‌های آمریکا در حوزه تراشه نیز چین را به توسعه ظرفیت‌های داخلی واداشته است. موفقیت‌هایی مانند ظهور شرکت هوش مصنوعی DeepSeek، توانایی چین برای مقابله با تعرفه‌های آمریکا و همچنین قدرت آن در بازار عناصر خاکی کمیاب، اعتمادبه‌نفس پکن را بیشتر کرده‌اند. چین اکنون کمتر نگران این است که رقابت با آمریکا بتواند مسیر توسعه‌اش را متوقف کند. به همین دلیل، به‌جای تلاش برای حذف رقابت، ترجیح می‌دهد آن را مدیریت کند. این تغییر مهم است، زیرا کشوری که اعتماد بیشتری به توانمندی‌های خود دارد، لزوما تهاجمی‌تری نیست. درحقیقت، زمانی که رهبران چین احساس کنند منافع اصلی کشور و مسیر توسعه آن در معرض تهدید فوری قرار ندارد، فضای بیشتری برای خویشتنداری و مذاکره خواهند داشت. بحران‌های دو کشور در دوره 8 ساله یکی از پرسش‌های مهم این است که آیا ثبات کنونی نتیجه رابطه شخصی ترامپ و شی است، یا نیروهایی عمیق‌تر آن را شکل داده‌اند؟ روابط دو کشور در هشت سال گذشته چند بار وارد بحران شده و سپس دوباره به سمت ثبات برگشته است. جنگ تجاری ۲۰۱۸ سرانجام به توافق فاز اول در سال ۲۰۲۰ انجامید. پس از تنش‌های شدید دوران کرونا، بایدن و شی در سال ۲۰۲۲ درباره تثبیت روابط توافق کردند، اما ماجرای بالون چینی در سال ۲۰۲۳ این روند را مختل کرد. چند ماه بعد، دو طرف در نشست سان‌فرانسیسکو دوباره روابط را آرام کردند و در سال ۲۰۲۵ تعرفه‌های ترامپ موج تازه‌ای از تنش ایجاد کرد. پکن و واشنگتن به یکدیگر وابسته‌اند با وجود این نوسانات، یک واقعیت پابرجا مانده است: آمریکا و چین بیش از آن به یکدیگر وابسته‌اند که بتوانند به‌راحتی از هم جدا شوند. جدایی کامل اقتصادی برای هر دو طرف هزینه‌ای بسیار سنگین خواهد داشت. تجربه مناقشه بر سر تعرفه‌ها و عناصر خاکی کمیاب نیز نشان داد که هر دو کشور می‌توانند از آسیب‌پذیری‌های طرف مقابل استفاده کنند؛ و همین مسئله آنها را به احتیاط بیشتر وادار می‌کند. از سوی دیگر، آمریکا و چین هر دو قدرت هسته‌ای هستند و می‌دانند که تشدید بلندمدت تنش می‌تواند خطر درگیری نظامی را افزایش دهد؛ درگیری‌ای که پیامدهای آن قابل کنترل نخواهد بود. صلح ادامه دار یا آتش‌بس موقت؟ برخی معتقدند ثبات فعلی تنها یک آتش‌بس موقت است و آمریکا و چین از این فرصت برای کاهش وابستگی متقابل استفاده می‌کنند. اما در عمل، زنجیره‌های تأمین جهانی بسیار درهم‌تنیده‌تر از آن هستند که بتوان آنها را به‌سادگی از هم جدا کرد. محدودیت‌های آمریکا علیه فناوری چینی برخی زنجیره‌ها را جابه‌جا کرده، اما ارتباط آنها را از بین نبرده است. شرکت‌های چینی با انتقال بخشی از تولید خود به آسیا و اروپا همچنان جایگاه مهمی در بسیاری از زنجیره‌های جهانی حفظ کرده‌اند. حتی شرکت CATL توانست هم بازار خود را گسترش دهد و هم فناوری باتری خود را برای تولید در آمریکا در اختیار فورد قرار دهد. ظهور فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی نیز این وابستگی را پیچیده‌تر می‌کند. فناوری‌های جدید، آسیب‌پذیری‌های جدیدی ایجاد می‌کنند و این احتمال را کاهش می‌دهند که یکی از دو کشور بتواند برای همیشه خود را از اهرم‌های فشار طرف مقابل مصون کند. در چنین شرایطی، تلاش برای دستیابی به برتری مطلق می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و ناامنی طرف مقابل را افزایش دهد. در نهایت، هر دو کشور ناچارند نوعی آسیب‌پذیری متقابل و تعادل جدید را بپذیرند. مدیریت اختلافات مهم است اما... چارچوب جدید تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که از سطح شعار فراتر برود. نخستین اقدام باید کاهش خطر درگیری نظامی باشد. برقراری تماس‌های منظم میان نیروهای مسلح دو کشور، گسترش سازوکارهای جلوگیری از برخورد ناخواسته هواپیماها و کشتی‌ها و همکاری در حوزه‌هایی مانند فعالیت‌های فضایی می‌تواند احتمال وقوع بحران را کاهش دهد. در کنار آن، افزایش ارتباطات میان مردم دو کشور نیز اهمیت دارد. کاهش محدودیت‌های ویزا، تسهیل رفت‌وآمد دانشگاهیان و دانشجویان و کاهش برخی محدودیت‌های رسانه‌ای می‌تواند به تثبیت روابط کمک کند. اما هیچ موضوعی به اندازه تایوان خطرناک نیست. تایوان؛ خط قرمز جدی در روابط واشنگتن و پکن تایوان تنها مسئله‌ای است که می‌تواند آمریکا و چین را به یک جنگ عمدی بکشاند. ادامه قدرت حزب دموکراتیک پیشرو در تایپه، اصرار پکن بر تحقق وحدت ملی و ابهام درباره سیاست آینده واشنگتن، تنش‌ها را افزایش داده است. راه رسیدن به تعادل جدید احتمالا از توافقی می‌گذرد که هیچ‌یک از طرف‌ها را کاملا راضی نمی‌کند، اما برای هر سه طرف قابل تحمل است. پکن تا زمانی که تصور کند وحدت مسالمت‌آمیز همچنان امکان‌پذیر است، انگیزه کمتری برای توسل به زور خواهد داشت. در همین چارچوب، واشنگتن می‌تواند با تأکید بیشتر بر مخالفت با استقلال تایوان، به پکن اطمینان دهد که مسیر حل مسالمت‌آمیز همچنان باز است؛ هرچند چنین تغییری خود با مخالفت‌های جدی در آمریکا و تایوان روبه‌رو خواهد شد. تصمیم ترامپ برای توقف موقت فروش ۱۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان که هم‌زمان با دیدار ماه مه او با شی اتخاذ شد، موقتا یکی از نقاط بحرانی روابط را آرام کرد. اما اگر دولت آمریکا در نهایت فروش تسلیحات را از سر بگیرد، چین احتمالا واکنش شدیدی نشان خواهد داد و چارچوب شکننده ثبات راهبردی را تهدید خواهد کرد. دستاوردی که کوچک نیست ثبات راهبردی قرار نبود رقابت آمریکا و چین را از بین ببرد، بلکه هدفی واقع‌بینانه‌تر داشت: محدود کردن دامنه نوسانات رابطه، مدیریت اختلافات و جلوگیری از جنگ. دیدار ماه سپتامبر ترامپ و شی و مذاکرات بعدی می‌تواند زمینه تبدیل این توافق اولیه به مجموعه‌ای از اقدامات عملی را فراهم کند. شاید برخی چنین هدفی را بیش از حد محدود بدانند، اما برای دو قدرتی که هر کدام توان وارد کردن خسارت عظیم به دیگری و به کل جهان را دارند، جلوگیری از تبدیل رقابت به جنگ، خود دستاوردی بسیار بزرگ است.

(0)Comments

 

A note on cookies

Newshunt uses essential cookies to keep you signed in and to remember your language and country, so the site works the way you expect. With your permission, we'd also like to use analytics cookies to understand how people use Newshunt and improve it over time.

Accepting only affects analytics. To learn more, view our Privacy Policy or Terms & Conditions.